به گزارش پایگاه خبری تحلیل بستک نیوز ، سیدهاشم توانا معمار و استاد دانشگاه طی ارسال یادداشتی به بستک نیوز به وضیت نابسامان معماری اصیل بستکی در شهرستان بستک پرداخته است.

متن یادداشت به شرح زیر می باشد :

نه تنها بعنوان یک معمار بلکه در جایگاه یک شهروند بستکی این روزها دلهره ی عجیبی دارم و جمله ی بسیار معنا دار استاد گرانقدرم جناب آقای دکتر قبادیان بدون وقفه ذهنم را شخم میزند…”ما میراث داران ، میراث خواریم”

و چشمهایم را به گوشی موبایلی دوخته ام که شاید قرنها طول کشیده است که به این تکنولوژی برسد تا اینکه در کمتر از چند ثانیه بهترین یا غم انگیزترین اخبار را به ما برساند.

نمیدانم آیا باز هم میتوانم در جای جای کشور عزیزم سرم را بالا بگیرم و بگویم من از شهرستانی هستم که مهد فرهنگ ، تمدن و تاریخ هست ؟
شاید بتوانم با تواضع و فروتنی و داشته های ارزشمند فرهنگی بستک،  که از معلمین و اساتید گرفته تا هنرمندان بیشمار بستکی ، هنوز بگویم از قلب فرهنگ استان هرمزگان هستم ، اما دلهرهایم از روزی هست که نتوانم سندی برای تمدن و تاریخ شهرم به رخ دیگران بکشم.

ترسم از روزی هست که در این شهر به دنبال خشت کوچکی باشم که بگویم این بخشی از تاریخ و شناسنامه شهرمان هست. نمیدانم باید به مسئولینی حق بدهم که با دستان خالی برای نگاه داشتن هویتمان تلاش میکنند یا وراثی که با عدم توجه به خواسته های بحق آنها و یا ساختن سرپناه استوار و مستحکم ، مجبور به تخریب سالها هویت، خاطرات ، عظمت، و شاید هزاران نجوا و صدایی که در دل این دیوارهای خشتی و تاریخی نهفته است .

ما باید به این باور برسیم که در جهانی که با شتاب سرسام آور  به پیش می تازد ملتی موفق  و سرفراز است که با حفظ هویت تاریخی خویش همگام با  قدرت روزافزون علم و تکنولوژی پیش رود.

حفظ هویت و همگامی با علم دو اصل غیر قابل انکار برای نمود کشورها ،ملتها و اقوام است و هر گاه یکی از این دو نادیده انگاشته شود یا با سهل انگاری روبرو گردد شالوده ی بنیادی تفکر و تمدن به لرزه در می آید.

بسیار دیده ایم که کشورهای تازه به سامان و نام رسیده گاه در صدد ساخت تاریخی کذایی و دروغین  برآمده اند تا در کنار تکنولوژیشان ماهیت و بودنشان را معنا بخشند و چه دردناک و دلخراش است آنگاه که می بینیم ملتی دارای تاریخ و تمدن و پیشینه ای گرانقدر هستند اما بخشی از ماهیتشان را به دست بیلهای مکانیکی می سپارند و بر دل  معماریشان زخم نابودی می زنند.

راه دوری نرویم، در همین همسایگی ما در کشور امارات سالهای زیادیست که توریستها برای دیدن محله البستکیه فرسخها راه را پیموده تا این تمدن کهن را از نزدیک نظاره گر باشند اما ما در قلب ودل شهر کهن بستک به دنبال چه چیزی هستیم !!؟؟

زلزله ویرانگر دوازدهم دی ماه سال هزار و سیصد و نود دو زخمی کاری بر دل معماری شناخته شده ی بستکی زد و باوِرها و تالارها و بادگیرها و سه دری ها و پنج دری ها و مقرنسها و سرستونها هلالی را… لرزه بر جان انداخت و به دامان نابودی کشاند.

اما ماندند تعدادی از بناهایی که هنوز قصه و سخن سالیان در دلشان هویدای تاریخی پرگهر و معماری ای پرسخن و اصیل بود اما قابلیت سکنای ساکنان در این مکانها از بین رفت و دستهایی ناگزیر برای ویرانیشان پیش تاخته اند…
چه باید کرد؟
سکوت در برهوت نااندیشگی یا همدلی و همگامی برای پیشگیری از نابودی معماری بستکی؟
سکوت یا فریاد برای حفظ هویت زادگاه؟
سکوت یا یکدلی برای نجات شهری رو به اضمحلال؟

*سید هاشم توانا*
١٣٩۵/٩/١٨

ای وطن ای مادر تاریخ ساز
ای مرا بر خاک تو روی نیاز
ای ز تو هستی گرفته ریشه ام
نیست جز اندیشه ات اندیشه ام
ای وطن ای مادر ایران من
مادر اجداد و فرزندان من
ای دریغ از تو که ویران بینمت
پیشه را خالی ز شیران بینمت
خاک تو گر نیست جان من مباد
زنده در این بوم و بر یک تن مباد
شعر:(نادر ابراهیمی)

انتهای پیام/آ

#

اشتراک این خبر در :